jump to navigation

داستان سکس با مرجان قسمت آخر آوریل 29, 2008

Posted by saman in داستان سکسی.
trackback
مرجان 3
قبل از اینکه آیفون رو جواب بدم و در رو باز کنم ،یه بار دیگه همه چیز و چک کردم که درست باشه.آیفون رو برداشتم :یله….کیه…..منم مرجان.بیا تو مهربون من!!!!در رو زدم ومهتاب اومد تو.منم رفتم استقبالش،واقعا زیبا بود زیبا تر هم شده بود ،با یه دست گل زیبا اومد تو تا از در اومد من هم بغلش کردم و یه بوس از روی لبهای خوشگلش برداشتم.گفتم چطوری خوشگل خانوم ؟چقدر ماه شدی .گفت ممنون خوبم هنوز نیومدم تو خونه داری منو می دری صبر کن بابا ،همه ی لبام مال خودته نترس. گفتم حالا کجاشو دیدی می خوام یه بلا یی سرت بیارم که تا عمر داری یادت نره.خندید و اومد توی خونه .بیچاره به خیال خودش فکر میکرد من این حرفو به شوخی زدم،اما شوخی تو کار نبود.گفتم اول ناهار بعد مشروب بعد بغل من یا اول مشروب بعد ناها ر بعد بغل من یا اول بغل من بعد مشروب ناهار هم که هیچی .خندید و گفت اول بغل تو دوم ناهار سوم هم بغل تو.دوتایی زدیم زیر خنده.مرجان روبروی من نشسته بود ،مانتو و روسریشو کنده بود و موهای بلندشو ریخته بود دورش .واقعااززیبایی چیزی کم نداشت .ابروهای کمون ،بینی کوچیک،لبهای خوشگلش ،چشمای درشت.یه تاپ پوشیده بود که یقه بازی داشت و می شد بلور بدنشو یکم دید.شلوار جینی که پوشیده بود کون قلمبشو به رخ آدم می کشید و باعث می شد حشریت آدم بزنه بالا.واقعا بدنش تناسب خوبی داشت.دیگه کیرم زده بود زیر گلوم،ولی خوب خودمو نگه داشتم.دو تایی ناهارو آماده کردیم و با هم خوردیم،بعد از ناهار هم یه چند تایی پیک تیز رفتیم بالا تاکله هامون داغ بشه،البته کله مرجان از داغی داشت می سوخت ،دختره بیچاره مست بود .خودش می گفت که تو طبقه هشتم خونه ماست ولی نمی دونم خونه ما که دو طبقه بیشتر نداشت!!!!!!.چشماش داشت می رفت .قبل از اینکه مشروب رو بزنیم من اسپره رو کیرم خالی کردم .عقده زده بود بالا.چشمای خمارش دل هر آأمی رو می برد.دیگه ولو شده بود رو من باید کارو شروع می کردم.رفتم و یواشکی دوربین فیلمبرداری رو روشن کردم چون از قبل تمرین زیاد کرده بودم می دونستم چه حالتهایی باید بکنم .اومدم طرف مرجان ،لبم رو گذاشتم روی لبهاش و شروع کردم به خوردن بخاطر الکل طعم لبش خوشمزه تر شده بود .همونطور که لبهای همدیگه رو می خوردیم دستم روی سینه هاش بود و از روی تاپ می مالیدمشون.کم کم آخ و اوخش بلند شده بود(دورببین هم که داشت فیلم میگرفت)تاپشو از تنش بیرون کشیدم و وای که چه بدنی داشت سفید مثل برف.سوتینشو باز کردم و سینه هاش و ریختم توی دهنم شروع کردم به خوردن ،سینه هاش زیاد بزرگ نبود ولی خوب خیلی فیگوریشن خوبی داشت ،دیگه کاره مرجان از آخ گفتن گذشته بود ،اومدم پایین تر از روی شلوارش یکمی کس خوشگلشو بو کردم ولی خوب هیچ بویی نمی یومد چون شلوار لی پوشیده بود منم بخاطر همین مجبور شدم شلوارشو در بیارم،از روی شورت کس خوشگلش رو بو میکردم ولی خوب هنوز هم بوش هم کم بود منم شورتشو با دندونام کشیدم پایین.داشتم یه فیلم سوپر مشتی می ساختم. پاهاشو باز کردم و سرمو کردم وسط پاش و حسابی شروع کردم به لیسیدن،من می خوردم و مرجان همینطور آه می کشید و ناله می کرد با دستاش سرمو به کسش فشار میداد یه چند دقیقه یه لرزشی کرد و با یه آه بلند آبش اومد.ارضاء شده بود.همونطوری که روی کاناپه خوابیده بود رفتم بالای سرش و کیرمو مالوندم به لبهاش.با صدایی که از ته چاه می یومد گفت ایییههههههه علی نکن بدم می یاد..گفتم یه کم فقط .کافی بود که فقط دهنشو باز کنه ،برای اینکه من ناراحت نشم حاضر شد یکمی بخوره ولی فقط یکمی .تا دهنشو باز کرد کیرمو کردم توی دهنش .اون هم شروع کرد به خوردن .خوب ساک می زد ولی بعضی وقتها دندونشو می کشید به کیرم .یکمی که خورد گفت درش بیار من هم که کیرم یکمی راست شده بود تا ته فشار دادم تو دهنش یه اوق زد.ولی خوب .همونطور تو دهنش تلمبه می زدم هرچی دست و پا می زد گوش نمی دادم .اینقدر زدم تا دیگه کبود شده بود و داشت خفه می شد .کیرمو که کشیدم بیرون زد زیر گریه.گفت چیکار می کنی گفتم یه کمی .خفه شدم .منم یه اخم کردمو گفتم اوه.حالا اینگار چی شده،گفت چی شده گلوم پاره شد. با این کیر گنده ت یکمی نازش کردم و گفتم عزیزم جو گیر شده بودم ببخشید.یکمی که حاش جا اومد .نوبت کونش بود چون دهنشو که گاییده بودم حالا باید کونشو می دریدم.گفتم برگرد مرجان.گفت می خوای چیکار گفتم هیچی می خوام بخوابم روت.گفت از عقب نه ها.گفتم کی گفت از عقب حرف می زاری تو دهن من .خلاصه برش گردوندم.همین که کونش رو دیدم به خودم افتخار کردم واقعا کون می زونی داشت ،انگار حسابی تراش داده بودنش،نه نمی شد از خیرش گذشت یکمی خوابیدم روش ولا پایی زدم.یه تف انداختم سر کیرم با دستام سفت کمرشو نگه داشته بودم که نمی تونست تکون بخوره کیرمو گذاشتم دمه سوراخش،مرجان تا اومد به خودش بیاد تا ته کردم تو کونش ،یه جیغ وحشتناک کشید و زد زیر گریه.بریده بریده گفت درش بیار. آی پاره شدم .وحشی. من هم لذت می بردم ،شروع کردم به تلمبه زدن همونطور با فشار تلمبه می زدم و مرجان نعره می زد و التماس می کرد،بعد از سه چهار دقیقه نعره هاش کمتر شده بود ولی هنوز هم التماس می کرد.اینقدر سوراخش تنگ بود که کیرم داشت خفه می شد.حسابی تلمبه می زدم دیگه داشت آبم می یومد ،مرجان حالا دیگه یکمی از حال رفته بود .دلم می خواست کیرمو در بیارم ولی نمی شد نزدیک بود ارضا بشم ،آبم داشت می یومد من هم نامردی رو در حقش تموم کردم و آبمو ریختم تو کونش .بی حال شده بودم،کیرمو که کشیدم بیرون دیدم بیچاره ،سوارخش خیلی از هم باز شده ،یکمی دلم براش سوخت.خوابیدم روش و شروع کردم به ناز کردنش.باهام قهر کرده بود ،محل بهم نمی ذاشت.داشتم فکر می کردم عجب فیلمی شده بود.خلا صه از دلش در اوردم .همونطور که بی حا ل بود رفتم دوربین و خاموش کردم و اومدم نشستم کنارش.مرجان لباسهاشو پوشیده بود.می خواست بره.من هم لباس هامو پوشیدم تا برسونمش ،خلاصه اونروز تموم شد اومدم خونه فیلمو دیدم ،عجب فیلمی شده بود گوشیرو برداشتم و یه زنگ به محمد زدم . الو سلام سلا چیکار کردی ؟ محمد همون شده که می خواستی کی بیارم برای رایت امشب آخر وقت راستی پول یادت نره ،یه میلیون تومن رو میگم نه حتما خداحافظ یه هفته بعد تو خیابون انقلاب آقاا سی دی سوپر نمی خوای؟ایرانی نه عزیزم من خودم بازیش کردم پایان

دیدگاه‌ها»

No comments yet — be the first.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: